خرید بک لینک

هنگامی که شکارچی سواره نزدیک می شد نصرالدین خیش خود را از روی زمین کشاورزی در می آورد

مرد سواره گفت : " هی تو "

نصرالدین پاسخ داد : " بله با من بودی"

سواره گفت : " کدام راه رفت "

نصرالدین به جهتی که گراز فرار کرده بود اشاره کرد .

مرد سواره هم بدون کلمه ای حرف یا حتی تشکر کمی جلوتر رفت و برگشت

و گفت : " هیچ نشانه ای از گراز نیست " ، تو مطمعنی

نصرالدین جواب داد : " من مطمعنم که دو سال پیش از این راه رفت.

برچسب: نویسنده: کارن کاشفی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 10:16

صفحه بندی